دوست داشتن از دکتر علی شریعتی
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 22:49 توسط پرنیا |
حداقل قبلش آداب نماز خوندن یاد بگیرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نماز جمعه ۲۶ تیرماه بدون شرح؟؟؟

عکس های جالبتر در ادامه مطلب نظر ندی در موردش بی معرفتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 19:38 توسط پرنیا |
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:32 توسط پرنیا |
متن کامل سخنان خمینی در بهشت زهرا
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم.
خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید که از آنوقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی که در سن من هستند، می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.
ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که - بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست.
علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.
حالا می آئیم سراغ دولت هائی که ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی که ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وکلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا. شما الان اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می کنم که آیا این وکلائی که در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید اکثر این مردم می شناسند این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است.
بنابر این اینهائی که در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینکه حقوق هر فرض کنید که وکیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم که در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی که ناشی می شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وکلائی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند که این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند که ما این وکلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا کسی که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود که قانونی باشد ما می گوئیم که شما غیر قانونی هستید باید بروید.
ما اعلام می کنیم که دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونی است، حالا چه شده است که می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را می دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست، شما او را تعیین کردید حتما بدانید که جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یک ملتی که فریاد می کند که ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر
من باید عرض کنم که محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را می تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان کنیم، اصلاحات ارضی درست کردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که بکلی دهقانی از بین رفت، بکلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند از برای آمریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل که دست نشانده آمریکاست بیاوریم.
بنابراین کارهائی که این آدم کرده به عنوان اصلاح، این کارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یک لطمه ای بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.
این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید که جوان های ما را اینها به تباهی کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:24 توسط پرنیا |
برنامه ای جهت حذف SMS شما پس از ارسال
sms شما بعد از ارسال و خوانده شدن اتوماتیک خذف می شود!!
توسط این نرم افزار جالب می توانید به هر شخصی که می خواهید SMS مورد نظر را بفرستید تا بعد از ارسال به صورت اتوماتیك روی موبایل شخص مورد نظر باز شود و بعد از خواندن آن خود به خود از روی موبایل آن شخص حذف شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:43 توسط پرنیا |
n78
سلام دوستان مي خواهم يه گوشي ان ۷۸ بخرم كسي مي تون راهنماييم كنه از كجابفهمم فنلاندي هست يا نه ؟
همچنين از نظر سرعت باطري و كارايي چجور گوشي هست؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:0 توسط پرنیا |
جلوگیری از هنگ کردن برنامه ها در ویندوز
در هنگام کار با
ویندوز ناگهان با مشکل قفل کردن برنامه برخورد کرده ایم این مشکل مواقعی پیش می آید که برنامه نتواند فایل های سیستمی خود را بدرستی بار گذاری کند و...
در این هنگام ما به سرعت کلیدهای ترکیبی ctrl+alt+delرا زده و از صفحه taks manager برنامه مورد نظر را end taks میکنیم. همه این را قبول دارند که در ویندوز xp این کاربصورت
شگفت انگیزی نسبت به ویندوزهای سری 9x سریعتر شده و دیگر کمتر مشکل restart پیش می آید اما شاید برای بعضی ها سرعت end taks یک برنامه بسیار کند باشد تا جایی که حتی شخص مجبور به
restart شود در اینجا نکته ای وجود دارد که با اعمال آن میتوان سرعت end taks را بالا برد
این روش حتی باعث می شود که اگر برای برنامه ای مشکلی پیش بیاید آن برنامه با سرعت متوقف شده و دیگر مشکل قفل کردن سیست پیش نیاید.
برای این منظور مراحل
زیر را انجام دهید:
1-ابتدا از طریق run وارد قسمت regadit شده و کلید زیر را بیابید:
بقيه در ادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 11:46 توسط پرنیا |
حافظا
همیشه وقتی خیلی خوشحالم یا خیلی ناراحتم میرم به وادی رحمت،اگر هم نتونم برم اونجا میرم سراغ حضرت حافظ.....
تفعلی زدم به حافظ:
منـم کـه شهره شهرم به عشق ورزیدن
مـنـم کـه دیــده نــیــالــودم بـه بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کـشیم و خوش باشیم
کـه در طریــقـت ما کافریست رنـجیــدن
بـه پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواسـت جام می و گفت عیب پوشیدن
مراد دل ز تـماشای باغ عالـم چیسـت
بـه دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب
کـه تا خراب کنم نقـش خود پــــرسـتیدن
بـه رحـمـت سر زلـف تو واثــقــم ور نه
کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن
عـنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
کـه وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
ز خـط یار بیاموز مـهر با رخ خوب
کـه گرد عارض خوبان خوش است گردیدن
مـبوس جز لب ساقی و جام می حافـظ
کـه دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:21 توسط پرنیا |
نرم افزاری قدرتمند برای محافظت از پیامک در گوشیهای نگارش سوم از سیمبین سری 60،
نرم افزاری قدرتمند برای محافظت از پیامک در گوشیهای نگارش سوم از سیمبین سری 60، جهت قفل کردن پیامکهای دریافتی از شماره های تعیین شده در محیط برنامه ... (منبع)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 16:19 توسط پرنیا |
جدیدترین جوکها و smsها
منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا.
************ ********* *******
بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند
************ ********* *******
یادته یه روز بهم گفتی : هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش می گیره ... گفتم : یه خواهش دارم . وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتی : به چشم ... حالا امروز من دارم گریه می کنم اما آسمون نمی باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی
************ ********* *******
اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی
************ ********* *******
میدونی بدترین معلم كیه/ زندگی چون اول امتحان میگیره بعد درس میده
************ ********* *******
دغدغه های یه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازی نرفتم - ماشین و خونه ندارم - و ... دغدغه های یه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهری سرویس طلا خریده - دختر خاله ام ماشین داره - مامان غذای خوب نمی پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنیای باحالی
************ ********* *******
من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود.
************ ********* *******
اگر منو تو دو برگ بودیم... هنگام خزان ... زودتر از تو میشكستم و می افتادم... تا زمانی كه تو می ا فتی... در آ غوشت گیرم
************ ********* *******
كانن سریعترین دوربین دنیا را ساخت .. این دوربین می تواند از خانومها در لحظه ای كه دهانشان بسته است عكس بگیرد .
************ ********* *******
امروز چندتا نفس کشیدی 10تا ... 100تا ... 1000تا ... به اندازه همه نفس هایی که تا امروز کشیدی واسم عزیزی
************ ********* *******
تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میده
************ ********* *******
نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدامی کنی.
************ ********* *******
میدونی سردره مطب جراحی پلاستیك چی نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته لولو تهویل میگیریم هلو تحویل میدهیم.
************ ********* *******
وفای بی وفایان کرده پیرم ، برم یار وفاداری بگیرم ، اگر یار وفاداری نگیرم ، سر قبر وفاداران بمیرم.
************ ********* *******
جاده عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده می باشد از عاشقانی كه قصد سفر در این جاده را دارند خود را به زنجیر محبت و صمیمیت مجهز كنند. ‹‹ پلیس راه عاشقان ››
************ ********* *******
یه روز یه خره داشته به اسبه با حسرت نگاه می كرده میگن چرا با حسرت نگاه میكنی میگه كاش تحصیلاتمو ادامه داده بودم
************ ********* *******
تو+عشق=زندگی زندگی+تو=ارامش من-تو=دیوونگی عشق+دیوونگی=تو زندگی-تو=مرگ
************ ********* *******
به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و شادی . از هم دور میشیم 4 نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و خاطره .
************ ********* *******
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد
************ ********* *******
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهید. - روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.
|
|
|
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 18:38 توسط پرنیا |
عصبانیت یک وزیر از سوالات مجری تلویزیون
مجری برنامه نگاه یک که به صورت زنده از شبکه اول سیما پخش می شود، در اقدامی کم سابقه طی 4 سال گذشته، سوالات صریحی رااز وزیر صنایع پرسید.
سوالات مجری برنامه زمانی مطرح شد که علی اکبر محرابیان از کیفیت و قیمت مناسب خودروهای تولید داخل و رقابت آنها در عرصه جهانی صحبت و اظهار کرد، ما به اتحادیه اروپا هم خودرو می فروشیم.
در این بخش، مجری برنامه با عنوان کردن این که ماه قبل در سنگال بوده و دیده که کارخانه راه اندازی شده ایران خودرو با عدم استقبال مشتریان مواجه شده و با وجود ارائه تخفیف تنها دولت سنگال خریداران خودروها برای تاکسی است، اظهار کرد: در سوریه هم قیمت خودروهای ایرانی بسیار کمتر از داخل کشور است و چرا یک ایرانی باید نسبت به یک خارجی برای خودرو تولید داخل، دو برابر پول پرداخت کند و حتی در یکی از موارد، یکی از کارمندان دولت که در سوریه ماموریت داشته، در بازگشت برای استفاده از مجوز ورود خودرو، پژو پارس را به قیمت 7 میلیون تومان از سوریه خریداری کرده و در ایران به قیمت 16 میلیون فروخته است.
محرابیان که در واکنش به این سوالات چالشی با تیک عصبی مواجه شده بود، سعی در توجیه عملکرد خود می کرد و آن را دفاع از صنعت داخلی اعلام می کرد که مجری برنامه با اظهار این که مواضعتان دفاع از صنعت است یا دفاع از خودتان، گفت: حتی نباید به نام دفاع از صنعت مردم را قربانی کرد.
وزیر صنایع همچنین در بخش دیگری از برنامه، به حضور ایران خودرو در بازارهای جهانی اشاره کرد که مجری اظهار کرد، فروش خودرو با قیمت بسیار پایین در کشورهای آفریقایی حضور در بازارهای جهانی نیست و حتی در بلاروس هم شرایط رقابتی وجود ندارد و شما با یارانه زیاد خودرو را می فروشید.
وی در بخش دیگری از برنامه، علت برکناری دکتر منوچهر منطقی از مدیریت ایران خودرو را پرسید که محرا بیان علت را استفاده از تخصص وی در حوزه هوافضا اعلام نمود. اما مجری این پاسخ را قانع کننده ندانست و گفت: حقایق دیگری در این زمینه وجود دارد.
در بخش خبرنگار جوان هم از محرابیان درباره حضور اقوامش در مدیریتهای ارشد و تخصص آنها سوال شد که ابتدا محرابیان از پاسخگویی طفره رفت و سپس اعلام کرد دو تن از بستگان وی در مدیریتهای ارشد وزارت صنایع هستند که تخصص یکی از آنها مربوط به مسایل بانکی است و در بانک صنعت و معدن مشغول به کار است.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 18:6 توسط پرنیا |
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 17:54 توسط پرنیا |
چرا ایران درمورد کشته شدگان مسلمان چین سکوت کرد چرا برخورد دوگانه
به رغم اعتراضات سازمان کنفرانس اسلامی و ترکیه، جمهوری اسلامی ایران تا کنون درخصوص کشته و زخمی کردن بیش از 1000 مسلمان چینی به جرم مسلمان بودن، سکوت را برگزیده است.
به گزارش رادیو ایران، سازمان کنفرانس اسلامی با صدور بیانیه ای خواستار محاکمه عاملان قتل حدود 200 مسلمان شد و ترکیه با فراخواندن سفیر چین در این کشور به وی هشدار داد.
در این حال رئیس حزب کمونیست چین در شهر اورومچی در استان سین کیانگ می گوید اوضاع در این شهر تحت کنترل در آمده است.
لی ژی، خشونت های اخیر در این شهر را به اقلیت کوچکی از مسلمانان اویغور و چینی های هان مرتبط دانست و گفت در این ارتباط بازداشت هایی صورت گرفته است.
مقام های چینی گفته اند افرادی که مرتکب جرایم خشونت آمیزی شده اند، به اعدام محکوم خواهند شد.
امروز هزاران پلیس و نیروی شبه نظامی چینی برای ممانعت از بروز درگیری های جدید به شهر اورومچی در استان سین کیانگ اعزام شدند.
اعزام نیروهای تازه نفس در حالی صورت می گیرد که خبرگزاری فرانسه از درگیری تازه در روز چهارشنبه خبر داد که طی آن یک مرد اویغوری مورد حمله بیست چینی "هان" قرار گرفت.
در درگیری میان مسلمانان اویغور و چینی های "هان" در روز یکشنبه بیش از 150 نفر کشته شدند. نیروهای امنیتی همچنین حدود 1400 نفر را در ارتباط با خشونت ها بازداشت کرده اند.
روز گذشته هم درگیری های پراکنده ای میان طرفین روی داده است.
یک خبرنگار بی بی سی که در این شهر حضور دارد می گوید فضای امنیتی در اورومچی شبیه حکومت نظامی است.
هو جینتائو، رئیس جمهوری چین که برای شرکت در نشست گروه هشت به ایتالیا سفر کرده بود، سفر خود را نیمه کاره رها کرده و به کشورش بازگشت. او همچنین قرار بود به پرتغال هم سفر کند که این سفر هم از سوی چین لغو شده است.
خبرنگار بی بی سی همچنین می گوید فضای شهر کماکان متشنج است و شایعاتی در مورد حملات نیروهای وابسته به دو طرف شنیده می شود. او می افزاید پلیس با تجهیزات کامل و با سلاح های نیمه خودکار در شهر حضور دارد و بین دو جامعه اویغور و هان مستقر شده است.
درگیری ها بین مسلمانان اویغور و ساکنان چینی تبار استان سین کیانگ روز یکشنبه در شهر ارومچی، مرکز استان سین کیانگ، و ظاهرا در پی انتشار شایعاتی در مورد حمله چینی ها به مهاجران اویغور در جنوب چین آغاز شد.
خبرگزاری رسمی چین گفته است در جریان این خشونت ها، تظاهرکنندگان اویغور به رهگذران حمله کردند و چند خودرو را به آتش کشیدند.
اویغورهای مخالف دولت چین که در خارج به سر می برند گفته اند که ماموران پلیس به سوی کسانی که در تظاهراتی مسالمت آمیز شرکت داشتند آتش گشودند.
این در حالی است که مقامات استان سین کیانگ گفته اند که جدایی طلبان اویغور که در خارج مستقر هستند، مسئول سازماندهی حمله به ساکنان "هان" مقیم این استان بوده اند.
چینی های "هان" اکثریت جمعیت چین را تشکیل می دهند و مخالفان حکومت چین در سین کیانگ، دولتی مرکزی را متهم کرده اند که به منظور تغییر در ترکیب قومی این استان و محو فرهنگ بومی آن، "هان" ها را مهاجرت به این بخش از چین تشویق کرده اند.
مسلمانان ساکن استان سین کیانگ دولت چین را به تلاش برای نابودی خصوصیات فرهنگی خود متهم کرده اند و برخی سازمان های تندرو این بخش از چین خواستار جدایی سین کیانگ و ایجاد کشور مستقل ترکستان در این منطقه شده اند
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 17:44 توسط پرنیا |
فوتبال دوستها
بازي كامل فيفا 07 فقط 3 مگا بايت - لينك مستقيم
این هم بازی فیفا 2007 زیپ شده در حجم فقط 3 مگابایت. حتما می گید الکیه ، نه دوستان این فایل بصورت EXE می باشد و نیاز به نرم افزار دیگری برای اکستراکت کردن نداره و بعد از نصب خواهید دید که حجم پوشه شده نزدیک به 4 گیگ خواهد رسید.
توجه:پس از دانلود آن را از حالت فشرده خارج كرده و فايل FIFA 07.MDF را بر روي DVD رايت نماييد و یا بوسیله درایو مجازی از آن استفاده کنید و ازبازی لذت ببريد .
دانلود از سایت شیردزیلا (لینک مستقیم) -روی لینک کلیک کنید و در صفحه ای که باز می شود روی Get Direct Link کلیک کنید .
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 18:55 توسط پرنیا |
مجموعه اس ام اس به مناسبت تبریک روز پدر که در وبلاگ جمع آوری و در اختیار شما قرار گرفته است.
نه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه
سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که
برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد
که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم
(هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم!)
اس ام اس روز پدر
اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم
روزت مبارک . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی
و… بسیار سخت است … پدرم روزت مبارک . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را
خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . .
————— اس ام اس روز پدر ————-
مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما ، آمده میر نجف
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 18:16 توسط پرنیا |
تا قیامت....................
من ميگم بهم نگاه کن
تو ميگي که جون فدا کن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي که خيلي ديره
من ميگم چشماتو واکن
تو ميگي منو رها کن
من ميگم قلبمو نشكن
تو ميگي من ميشكنم من؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نميشه
من ميگم تنهام ميذاري؟
تو ميگي طاقت نداري؟
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم که تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم که تا قيامت
برو زيبا به سلامت

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:24 توسط پرنیا |
گناهم را ببخش .......................
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:20 توسط پرنیا |
دوست دارم
سلام عزیز مهربون
اجازه هست فدات بشم...؟!
اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات..؟!
شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات...؟!
اجازه هست بیام پیشت یه کم بگم دوست دارم...؟!
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل بباره
بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی
بهت بگم اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی....؟!
خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی....؟!
اجازه هست...؟! فقط خیال کنم..............
خـــــــــــــــــــیال کــــــــــــــــــــــنم مال منی
خـــــــــــــــــــیال کــــــــــــــــــــــنم دوسم داری
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:35 توسط پرنیا |
پرنده و پسرک
|
پسرك بيآن كه بداند چرا، سنگ در تيركمان كوچكش گذاشت و بيآن كه بداند چرا، گنجشك كوچكي را نشانه رفت. پرنده افتاد، بالهايش شكست و تنش خوني شد. پرنده ميدانست كه خواهد مرد اما...
اما پيش از مردنش مروت كرد و رازي را به پسرك گفت تا ديگر هرگز هيچ چيزي را نيازارد.
پسرك پرنده را در دستهايش گرفته بود تا شكار تازه خود را تماشا كند. اما پرنده شكار نبود. پرنده پيام بود. پس چشم در چشم پسرك دوخت و گفت: كاش ميدانستي كه زنجير بلندي است زندگي، كه يك حلقهاش درخت است و يك حلقهاش پرنده. يك حلقهاش انسان و يك حلقه سنگريزه. حلقهاي ماه و حلقهاي خورشيد.
و هر حلقه در دل حلقهاي ديگر است. و هر حلقه پارهاي از زنجير؛ و كيست كه در اين حلقه نباشد و چيست كه در اين زنجير نگنجد؟!
و واي اگر شاخهاي را بشكني، خورشيد خواهد گريست. واي اگر سنگريزهاي را نديده بگيري، ماه تب خواهد كرد. واي اگر پرندهاي را بيازاري، انساني خواهد مرد.
زيرا هر حلقه را كه بشكني، زنجير را گسستهاي. و تو امروز زنجير خداوند را پاره كردي. پرنده اين را گفت و جان داد.
و پسرك آنقدر گريست تا عارف شد. |
|
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 16:36 توسط پرنیا |
مواردی وجود دارد که میتوان در مواقع فوری خطرناک انجام داد
مواردی وجود دارد که میتوان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما میتواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد. مواردی را که میتوانید با موبایل انجام دهید را ببینید.
اول - وضعیت فوق العاده
شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو میکند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار میکند. امتحان کنید.
دوم - آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشتهاید؟
آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله میتواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 16:36 توسط پرنیا |
نيايش
بگذار به جاي اينكه دعا كنم تا از خطر ايمن باشم
بي مهابا به مصاف آن بروم .
بگذار به جاي اينكه براي تسكين دردم التماس كنم
توانايي غلبه بر آن را داشته باشم .
بگذار به جاي اينكه در جبهه ي نبرد زندگي دنبال متحد بگردم
به توانمندي هاي خود متكي باشم .
بگذار به جاي اينكه نگران خود باشم
دل به صبري ببندم كه آزادي ام را نويد مي دهد .
عطايي كن تا از ترس فاصله بگيرم و رحمت تو را
نه فقط در موفقيت هايم بلكه آن را
در شكست هايم نيز احساس كنم .
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 19:57 توسط پرنیا |
دل عزرائيل زماني سوخت كه ...
روزي رسول خدا صل الله عليه و آله نشسته بود، عزراييل به زيارت آن حضرت آمد. پيامبر از او پرسيد: اي برادر! چندين هزار سال است كه تو مأمور قبض روح انسان ها هستي، آيا در هنگام جان كندن آنها دلت براي كسي سوخته است؟
عزارييل گفت در اين مدت دلم براي دو نفر سوخت:
1- روزي دريايي طوفاني شد و امواج سهمگين آن يك كشتي را در هم شكست همه سر نشينان كشتي غرق شدند، تنها يك زن حامله نجات يافت او سوار بر پاره تخته كشتي شد و امواج ملايم دريا او را به ساحل آورد و در جزيره اي افكند و در همين هنگام فارغ شد و پسري از وي متولد شد، من مأمور شدم كه جان آن زن را بگيرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
2- هنگامي كه شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بي نظير خود پرداخت و همه توان و امكانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف كرد و خروارها طلا و جواهرات براي ستونها و ساير زرق و برق آن خرج نمود تا تكميل نمود. وقتي خواست به ديدن باغ برود همين كه خواست از اسب پياده شود و پاي راست از ركاب به زمين نهد، هنوز پاي چپش بر ركاب بود كه فرمان از سوي خدا آمد كه جان او را بگيرم، آن تيره بخت از پشت اسب بين زمين و ركاب اسب گير كرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدين جهت كه او عمري را به اميد ديدار باغي كه ساخته بود سپري كرد اما هنوز چشمش به باغ نيفتاده بود اسير مرگ شد.
در اين هنگام جبرئيل به محضر پيامبر (صل الله عليه و آله) رسيد و گفت اي محمد! خدايت سلام مي رساند و مي فرمايد: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان كودكي بود كه او را از درياي بيكران به لطف خود گرفتيم و از آن جزيره دور افتاده نجاتش داديم و او را بي مادر تربيت كرديم و به پادشاهي رسانديم، در عين حال كفران نعمت كرد و خود بيني و تكبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانيان بدانند كه ما به كافران مهلت مي دهيم و لي آنها را رها نمي كنيم. |
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 10:58 توسط پرنیا |
به نام آن که لب را خلق کرد
اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را بابوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.
از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.
بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.
اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.
رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.
از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.
اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.
در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.
پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.
همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
اگه خوشت اومد برو فواید رو بخون چه حالی داره یه بوس اون هم با فواید
رو ادامه مطلب بکلیک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 10:43 توسط پرنیا |
ولخرجی درون تو

در دهكده شيوانا مردي بود كه ثروت زيادي داشت . اما هر وقت براي خريد به بازار مي رفت كمتر از مقدار مورد نياز خودش بر مي داشت و هميشه از بابت نداشتن پول كافي با فروشنده مشكل داشت . روزي در بازار اصلي دهكده به خاطر همراه نداشتن پول كافي دچار مشكل شد و از شيوانا كه در كنار اوايستاده بود خواست تا مبلغي به او قرض دهد تا بتواند خريدش رزا انجام دهد.شيونا پول قرض را به اين شرط داد كه مرد ثروتمند همان روز به محض بر گشتن به منزلش آن را به مدرسه باز گرداند.
مرد ثزوتمند ناراحت وخشمگين به منزل رفت و پول قرض را برداشت و مستقيم به مدرسه شيوانا رفت و در حالي كه به شدت عصباني بود پول را مقابل شيوانا گذاشت و گفت:"همه اهل اين دهكده مي دانند كه من ثزوتي بي حد و حصر دارم و مي توانم تمام اين مدرسه را يكجا بخرم.تو در من چه ديدي كه اين قدر براي پس گرفتن پولت عجله داشتي.!؟
شيوانا گفت:"يك اهريمن ولخرج كه تواز ترسش پول كلفي با خودت برنمي داري كه نكند اين اهريمن تو را وسوسه كند و يشتر از آنچه بايد در بازار پول خرج كني . اين نشان مي دهد تو ار رو در رو شدن با اين اهريمن وسوسه گر و ولخرج عاجزي و به همين خاطر با پول كم برداشتن سعي مي كني او را ناتوان سازي.وقتي تو خودت نمي تواني با اين اهريمن وسوسه گر درون وجودت آعتماد كني و با سخت گيري خود را از شر او خلاص مي كني ،چگونه انتظار داري من به تو اعتماد كنم و از هدر رفتن پولم نترسم.!؟
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:39 توسط پرنیا |
چه ساده می گذری
آخ که چه ساده ميگذري رو قلب من پا ميذاري
وقتي ميگي مي خوام برم غم روي غم هام ميذاري
يه روز ميگي خسته شدي يه روز ميگي دوسم داري
يه روز تو اوج بي کسي ميري و تنهام ميذاري
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:29 توسط پرنیا |
برگزاری مراسم بیاد مرحوم ندا آقا سلطانی درخارج از کشور
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 23:21 توسط پرنیا |
گریه تلخ من
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:21 توسط پرنیا |
کودکی.......کودکی.............

الو ... الو... سلام
کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟
پس چرا کسي جواب نميده؟
يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...
هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .
صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا
باهام حرف بزنه گريه ميکنما...
بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛
بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟
نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.
مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.
کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...
بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...
کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت...........
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 18:56 توسط پرنیا |
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم
بر در پیر خرابات نهم روی نیاز
تا به این طایفه محرم شوم اما نشدم
هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
تا به اسماء معلم شوم اما نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم اما نشدم
سر و پا گوش شوم پای بسر هوش شوم
کز دم گرم تو ملهم شوم اما نشدم
از صفا راه بیابم به سوی دار فنا
در وفا یار مسلم شوم اما نشدم
خواستم برکنم از کعبه ی دل هر چه بت است
تا بر دوست مکرم شوم اما نشدم
آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 19:33 توسط پرنیا |
گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا
I dreamed I had an interview with
god
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي
داشتم
God asked
خدا گفت
So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟
I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد
God smiled
خدا لبخند زد !
My time is eternity
وقت من ابدي است
What questions do you have in mind
for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي
از من بپرسي ؟
What surprises you most about human
kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد
انسان متعجب مي کند ؟
God answered
خدا پاسخ داد :
That they get bored with child hood
اين که آنها از بودن در دوران کودکي
ملول مي شوند
They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد
long to be children again
حسرت دوران کودکي را مي خورند
That they lose their health to make
money
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن
پول مي کنند
and then
و بعد
lose their money to restore their
health
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند
That by thinking anxiously about the
future
اينکه با نگراني نسبت به آينده
They forget the present
زمان حال را فراموش مي کنند
such that they live in nether the
present
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي
کنند
And not the future
نه در آينده
That they live as if they will never
die
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ،
نخواهند مرد
and die as if they had never lived
و آنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده
اند
God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت
we were silent for a while
و مدتي هر دو ساکت مانديم
And then I asked
بعد پرسيدم
As the creator of people
به عنوان خالق انسانها
What are some of life lessons you
want them to learn
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي
را ياد بگيرند ؟
God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :
To learn they can not make any one
love them
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را
مجبور به دوست داشتن خود كرد
but they can do is let themselves be
loved
اما مي توان محبوب ديگران شد
To learn that it is not good to
compare themselves to others
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با
ديگران مقايسه کنند
To learn that a rich person is not
one who has the most
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد
but is one who needs the least
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد
To learn that it takes only a few
seconds to open profound wounds in
persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي
توانيم زخمي عميق در دل کساني که
دوستشان داريم ايجاد کنيم
and it takes many years to heal them
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن
زخم التيام يابد
To learn to forgive by practicing
for giveness
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند
T o learn that there are persons who
love them dearly
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را
عميقا دوست دارند
But simly do not know how to express
or show their feelings
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز
کنند يا نشان دهند
To learn that two people can look at
the same thing
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک
موضوع واحد نگاه کنند
and see it differently
اما آن را متفاوت ببينند
To learn that it is not always
enough that they be forgiven by
others
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران
آنها را ببخشند
The must forgive themselves
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند
And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم
ALWAYS
هميشه
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 19:27 توسط پرنیا |
شهادت امام هادی را تسلیت عرض می کنم
گلچین سینه زنی و روضه شهادت امام هادی (ع) از مداحان اهل بیت علیهم السلام : حاج محمود کریمی ، حاج سعید حدادیان ، حاج عبدالرضا هلالی ، با پسوند MP3 با قابلیت اجرا در تلفن های همراه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 18:24 توسط پرنیا |
کلیپ مشکوک
بدون شرح و البته نمیدونم چقدر میتونه صحت داشته باشه ولی فکر کنم برگه های رای باشه که این آقا پر میکنه ولی احتمالش هم هست که برای روستایی باشه که افراد بیسواد برگه هاشون رو به این آقا دادن که پر کنه
فیلم به صورت مخفی ضبط شده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 17:51 توسط پرنیا |
آرامش،آزادی ِ دنیای ماست...باور کنید!
خواب مرگ را پس بزنید...
چشمها را بگشایید
...
آرامش
در زیر گامهای فولادین ِ مردم ِ شهر
بوی خون گرفته است
...
گوش فرا دهید
ضجه های کودکم را نمی شنوید؟!
شما را به همه ی مقدساتتان
نگذارید
نفسهای بریده ی چشمهایش
در تعفن ِ دستهای آلوده
تمام شود...
...
می گویند
دنیا را آب برده است
خواب،شما را به کجا خوهد برد؟!
بغض:
دلم به درد میاد با دیدن این صحنه ها،تمومش کنید...تو رو خدا:(
حقیقت:
آرامش،آزادی ِ دنیای ماست...باور کنید!
اعتراض:
من کاری به کار دنیای شما ندارم...
اما عقده های امروز ِ شما ریشه ی فردای ما را خواهد سوزاند!
+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 10:37 توسط پرنیا |