تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
وای چه چیزا؟؟؟ example:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دل خوش از آنیم که حج می رویم
دل خوش از آنیم که حج می رویم

غافل از آن که کج می رویم

کعبه به دیدار خدار می رویم

او که همین جاست به کجا می رویم

حج به خدا جز به دل پاک نیست

 شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هر که علی گفت که درویش نیست

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:7 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چه جمعه ها که نیامدی
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی..چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن.......خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه؛ ولی..................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام...................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 19:24 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نحوه سوال کردن!!

در بازگشت از كليسا، جك ازدوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟»
ماكس جواب مي دهد:  «چرا از كشيش نمي پرسي؟»

·       
جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم
كشيش پاسخ مي دهد: «نه، پسرم، نمي شود.. اين بي ادبي به مذهب است.»

جك نتيجه را براي دوستش ماكس بازگو مي كند.
ماكس مي گويد: «تعجبي نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردي. بگذارمن بپرسم.»

ماكس نزد كشيش مي رود و مي پرسد:  «آيا وقتي در حال سيگار كشيدنم مي توانم دعا كنم؟»
كشيش مشتاقانه پاسخ مي دهد:  «مطمئناًً، پسرم. مطمئناً.»
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 16:20 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دکتر شزیعتی
دکتر شزیعتی

حدایا کفر نمیگویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم

مرا بی آنکه خود خواهر اسیر زندگی کردی

خداوندا اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوش

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی

و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟!

خداوندا اگر در روز گرماخیز تابستان

تنت بر سایه دیوار بگشایی

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آنطرفتر عمارت های مرمرین بینی

و اعصاب برای سکه ای به این سو و به آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمیگویی؟!

خداوندا اگر روزی بشر گردی

ز حال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بود از این بدعت

خداوندا تو مسئولی تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است

منبع:http://ghochaneman.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 22:29 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پند لقمان
روزي لقمان به پسرش گفت:

امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.
اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي!
و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني!
پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم
چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري
هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي
در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي گيري
آن گاه بهترين خانه هاي جهان مال توست
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:54 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تحقیقات جالب یک غیرمسلمان درمورد تاثیرات "الله" بر انسان!!

تحقیقات جالب یک غیرمسلمان درمورد تاثیرات

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند می‌گوید: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم "الله" است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه "الله" تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید: "الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب". با توجه به اینکه در ماه شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان به سر می‌بریم، نیک است ذکر نام جلاله را فراموش نکنیم.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 18:33 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
هشدار:پشت پرده افسانه جومونگ///////جومونگ و يهود !!!
در صفوف ايستاده بر نماز ابن ملجم ها فراوانند باز من به در گفتم وليكن بشنوند گفته ها را مو به مو ديوا ر ها در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند. در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند. چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 18:3 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دومین ترانه فارسی سامی یوسف منتشر شد+لینک مستقیم دانلود

دومين ترانه فارسي سامي يوسف كه به مناسبت حلول ماه مبارك رمضان اجرا كرده بود به صورت رسمي از طريق وب سايت شخصي وي منتشر شد.

ترانه You came to me ( به سويم آمدي ) ترانه اي است در وصف پيامبر گرامي اسلام (ص) كه با زبان شعر ساده و عاشقانه توسط خود سامي يوسف سروده شده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 21:21 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پیر شدیم و نیومد

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است


شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید


دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم


می‌روم بار دگر مستم کند
بی‌سر و بی‌پا و بی‌دستم کند


می‌روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم


هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را


با همه‌ی لحن خوش آواییم
در به در کوچه‌ی تنهاییم


ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه‌ی تو از همه پر شورتر


کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی


کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی
مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی


هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود


دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه‌ی ما را عطشی دست داد


نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت


نام تو آرامه‌ی جان من است
نامه‌ی تو خط امان من است


ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب


پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم


ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده‌ی دیدار ما


دل مستمندم ای جان، به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد


به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم


ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه‌ی پیغمبران را


خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است


شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 18:27 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
كعبه
به كعبه رفتم گفتم تو از خاكي منم خاك

                                                 چرا بايد به دنبال تو بگردم

ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي

                                       برو با دل بيا تا من بگردم

+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 12:52 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آهنگ های ویژه ماه مبارک شعبان
میلاد امام سجاد(ع) (محمود کریمی) - پا به پای ستاره ها می رسد به دری که وا شد، سومین شه عاشقی نوبت خود کربلا شد [123 کلیک]

میلاد امام سجاد(ع) (محمد رضا طاهری) - مدینه توی آئینه داره حیدر رو می بینه، روی لب همه می شینه یا علی یا علی [55 کلیک]

میلاد امام سجاد(ع) (محمد رضا طاهری) - ترانه سبز دعایی، جانشین خون خدایی، پسر بانوی ایران، هموطن مایی [52 کلی..

میلاد امام سجاد(ع) (سعید و محمد حسین حدادیان) به زهرا اولاد آمده، حرفهای شیرین بزنید، دلبر فرهاد آمده [51 کلیک]

 

میلاد حضرت اباالفضل العباس(ع) (محمد رضا طاهری) - وقتی دلم طوفانی موج نگاهته، ساحل فقط آرامش امن پناهته [61 کلیک]

میلاد حضرت اباالفضل العباس(ع) (مهدی میرداماد) - تپشهای دل من می خونه، شام ولادت پهلونه، زمین آسمونارو دلهای دشمنامونو اسم اباالفضل می لرزونه [76 کلیک]

 

میلاد حضرت اباالفضل العباس(ع) (محمود کریمی) یکی نوشته رو ساق عرش دلم، اباالفضل ای بهار علی، اباالفضل ای قرار علی [400 کلیک]

میلاد حضرت اباالفضل العباس(ع) (محمود کریمی) رو دستهای آسمون خنده ماه رو ببین، امید همه نا امیدا رو ببین، رو دامن ام البنین [85 کلیک]

 

میلاد حضرت اباالفضل العباس(ع) (سعید حدادیان) - مژده ای حزب خدا یار حسین آمد،سید و سالار انصار حسین آمد [59 کلیک]


میلاد امام حسین(ع) (زنگنه) - آب و آینه صفا میاره، با درخشش ماه و ستاره، ابر عاشقی داره می باره [40 کلیک]

 

میلاد امام حسین(ع) (محمد رضا طاهری) - هر کسی کربلا می خواد امشب وقتشه، هر حاجتی از خدا می خواد امشب وقتشه [42 کلیک]

میلاد امام حسین(ع) (محمد رضا طاهری) - شب یلدای عشقه وقت احیای عشقه، کلید قفل قلب دست آقای عشقه [38 کلیک]

 

میلاد امام حسین(ع) (حسین سیب سرخی) - عالم محو اربابم حسینه، دنیا عقبی ذکرشان حسینه [45 کلیک]

 

میلاد امام حسین(ع) (مهدی رعنایی) - چه زیبا آراست، که حسین را آراست، ناز شصت الله، رب العالمین، دل ابلیس آشفت، خدا محکم تر گفت، و تبارک الله احسن [37 کلیک]

 

میلاد امام حسین(ع) (حسن خلج) - ملیک ملک الله، امیر الا الله، خوش آمدی یابن الزهرا خوش آمدی مولا [45 کلیک]

میلاد امام حسین(ع) (محمود کریمی) - می تابه از پشت ابرها ماه تموم شبهای من، می ریزه قطره قطره می از لبهای من [70 کلیک]

 

میلاد امام حسین(ع) (محمود کریمی) - روز ازل که قسمت ما را نوشته اند، ما را به نام حضرت دریا نوشته اند [68 کلیک]

میلاد امام حسین(ع) (سعید و محمد حسین حدادیان) - فاطمه می گوید امشب ای فروغ هر دو عینم، صبح میلادت مبارک ای حسینم ای حسینم [42 کلیک]

 

میلاد امام حسین(ع) (مجید بنی فاطمه) - گویا که تلاطم دریاست، همه مشغول زینت و ذکرند، عرش در نور گل چه نا پیداست [36 کلیک]

میلاد امام حسین(ع) (مجید بنی فاطمه) - بوی خدا گرفته، دست دعا گرفته، هرکس برات وصل کربلا گرفته [43 کلیک]

 

مناجات شعبانیه [308 کلیک]

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 20:23 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بررسي ابعاد زندگي شيخ بهايي
بهاءالدين محمدبن‏حسين‏عاملي معروف به شيخ بهايي (۹۵۳، ۱۰۳۱ ه‍ . ق )، دانشمند نامدار قرن دهم و يازدهم هجري است که درعلوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود ۸۸ كتاب و رساله است. او در عرصه‏هاي گوناگون علمي، سياسي و هنري شهرت جهاني دارد در بعلبك متولد شد، دوران کودکي را در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام «جبع» يا «جباع» زيست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همداني» بوده است ( از شخصيتهاي برجسته آغاز اسلام متوفي به سال ۶۵ هجري ). محمد، ده ساله بود که پدرش عزالدين حسين عاملي، از بزرگان علماي شام به سوي ايران رهسپار گرديد و چون به قزوين رسيدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شيعه يافتند، در آن سکني گزيدند و بهاءالدين به شاگردي پدر و ديگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وي در سال ۱۰۳۱ ه‍ . ق در اصفهان درگذشت و بنابر وصيت خودش، جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام دفن كردند.

در اين‏جا برخي از آثار علمي شيخ را بررسي مي‌کنيم :
جامع عباسي : شاخص‏ترين اثر شيخ است درفقه و به زبان فارسي که اين خود ابتكاري نو در نگارش متون فقهي به شمار مي‌رفت تا آن‏جا كه برخي از صاحب نظران از آن به عنوان اولين دوره فقه فارسي غير استدلالي كه به صورت رساله عمليه نوشته شده است‏ياد مي‏كنند ، اين كتاب از يك مقدمه و بيست ‏باب (از طهارت تا ديات) تشكيل شده است.
الزبده في الاصول : مهم‏ترين اثر شيخ است در اصول. تاريخ نگارش آن يعني سال ۱۰۱۸ ق و به قولي در سال ۱۰۰۵ ق، حكايت از اهميت آن دارد، زيرا اوايل قرن يازدهم، عصر سيطره اخباريان در حوزه فقه و اصول شيعي بوده است.
اربعين : تأليف اربعين از سوي محدثان و عالمان شيعي بر اساس حديث معروفي است كه از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل شده است. شيخ بهايي نيز به پيروي از اين سنت معمول، به تأليف اربعين حديث پرداخت، با اين امتياز كه شرح كافي و جامع درباره احاديث‏ياد شده دارد و در مجموع، از بهترين و معروف‏ترين اربعين‏ها مي‏باشد. اين اثر بعد از مثنوي سوانح حجاز، تنها اثري است كه شيخ در آن به مباحث ‏سياسي پرداخته است، مؤلف در شرح حديث پانزدهم (كه در باره حرمت اعانت ظالمان و گرايش قلبي به آن‏ها وارد شده است) به تفصيل ديدگاه‏هاي خود را مطرح كرده است. شيخ در باره اين موضوع به طور صريح و شفاف سخن گفته است، از اين رو مي‏توان ديدگاه و عقيده باطني او در مورد رفتار با حاكم جور، و نيز علل و عوامل همكاري علما با شاهان صفوي را به دست آورد، همچنين وي در اين اثر به بحث از امر به معروف و نهي از منكر، شرايط و مراحل آن پرداخته است.
مثنوي سوانح الحجاز( نان و حلوا ) : اين کتاب آميخته‏اي از مواعظ، طنز، حكايت، تمثيل و لطايف عرفاني و معارف برين بشري است.با زباني روان و دلنشين. نان و حلوا ترسيمي است از رياكاري، تلبيس و غرور به مال و منال و عنوان و منصب دنيايي. بهايي در يكي از بخش‏هاي اين مثنوي به دوري از سلاطين كه خود آن را از نزديك تجربه كرده بود اشاره مي‏كند، چرا كه قرب شاهان غارت دل و دين را در پي دارد در مجموع، مثنوي نان و حلوا از جمله آثار شيخ بهايي است كه در تبيين ديدگاه و انديشه سياسي او مي‏توان بدان استناد كرد.

بهايي آثار برجسته اي به نثر و نظم پديد آورده است که علاوه بر فارسي و عربي ترکي را نيز شامل مي‌شده.
اشعار فارسي او عمدتاً شامل مثنويات، غزليات و رباعيات است. وي در غزل به شيوه فخرالدين عراقي و حافظ، در رباعي با نظر به ابو سعيد ابوالخير و خواجه عبدالله انصاري و در مثنوي به شيوه مولوي شعر سروده است. ويژگي مشترک اشعار بهايي ميل شديد به زهد و تصوّف و عرفان است. بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهايي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهايي ثابت نيست. ازمثنوّيات معروف شيخ در زبان فارسي مي‌توان از اينها نام برد:
نان و حلوا يا سوانح سفر الحجاز (بر وزن مثنوي مولوي) در اين اثر ابياتي از مثنوي را نيز تضمين کرده است).
نان و پنير (بر وزن مثنوي مولوي) نزديکترين مثنوي بهايي به مثنوي مولوي از نظر محتوا و زبان
شير و شکر (اولين منظومة فارسي در بحر خَبَب يا مُتدارک)
مثنويهايي مانند نان و خرما، شيخ ابوالپشم و رموز اسم اعظم را نيز منسوب بدو دانسته اند
از نثر فارسي او تنها نمومه اي که در ديوان هاي چاپي آمده است رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است. بهايي در عربي نيز شاعر و زبان داني چيره دست است و آثار نحوي و بديع او در ادبيات عرب جايگاه ويژه اي دارد که مهمترين و دقيقترين آنها اثر او در نحو به نام الفوايد الصمديه است.
قصيده: معروفترين آن موسوم به وسيلة الفوزوالامان في مدح صاحب الزّمان عليه السلام در ۶۳ بيت است که هر گونه شبهه اي را در اثني عشري بودن وي مردود مي‌سازد.
ارجوزه سرايي : دو نمونه بي بديل (هراتية يا الزّهرة)و نيز (رياض الارواح)
دوبيتي : دوبيتيهاي عربي شيخ بيشتر در اظهار شوق نسبت به زيارت روضة مقدّسه معصومين عليه السلام است.
بخش مهمي از اشعار عربي شيخ لُغَز و معمّاست که بيانگر تسلط شيخ بر اين حيطه است. توانايي او در ايجاز و بيان معماگونه مطالب در آثاري چون رسائل پنجگانه اثني عشرّيه، خلاصة الحساب، فوائد الصمّديه، تهذيب البيان، الوجيزه في الدرايه و همچنين تبحر او در صنعت لُغَز و تعميه در آثاري چون لغزالزبده، لغزالنحو، لغزالکشّاف، لغزالصمديه، لغزالکافيه و فائده مشهود است. نامدارترين اثر بهايي الکشکول، معروف به کشکول شيخ بهايي است که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهايي محسوب مي‌شود. بهايي در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او تماماً موجز و بدون حشو و زوايد است. برجسته ترين آثار چاپ شده:
مشرق الشمسين و اکسير السعادتين : (ارائه فقه استدلالي شيعه بر مبناي قرآن،آيات الاحکام وحديث است.
جامع عباسي : از نخستين و معروفترين رساله هاي علميه به زبان فارسي؛
حبل المتين في اِحکام احکام الدّين : در فقه
الاثنا عشريه : در پنج باب طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم و حج است.
زبده الاصول : شامل بيش از چهل شرح و حاشيه و نظم
الاربعون حديثاً : معروف به اربعين بهايي
مفتاح الفلاح : در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسير سورة حمد
حدائق الصالحين : (ناتمام)، شرحي است بر صحيفة سجاديه
حديقة هلاليه : شامل تحقيقات و فوائد نجومي ارزنده
کتاب سرالمستتر نیزمنصوب به شیخ بهایی است.

+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 12:26 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:32 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پرنده و پسرک

پسرك‌ بي‌آن‌ كه‌ بداند چرا، سنگ‌ در تيركمان‌ كوچكش‌ گذاشت‌ و بي‌آن‌ كه‌ بداند چرا، گنجشك‌ كوچكي‌ را نشانه‌ رفت. پرنده‌ افتاد، بال‌هايش‌ شكست‌ و تنش‌ خوني‌ شد. پرنده‌ مي‌دانست‌ كه‌ خواهد مرد اما...

اما پيش‌ از مردنش‌ مروت‌ كرد و رازي‌ را به‌ پسرك‌ گفت تا ديگر هرگز هيچ‌ چيزي‌ را نيازارد.

پسرك‌ پرنده‌ را در دست‌هايش‌ گرفته‌ بود تا شكار تازه‌ خود را تماشا كند. اما پرنده‌ شكار نبود. پرنده‌ پيام‌ بود. پس‌ چشم‌ در چشم‌ پسرك‌ دوخت‌ و گفت: كاش‌ مي‌دانستي‌ كه‌ زنجير بلندي‌ است‌ زندگي، كه‌ يك‌ حلقه‌اش‌ درخت‌ است‌ و يك‌ حلقه‌اش‌ پرنده. يك‌ حلقه‌اش‌ انسان‌ و يك‌ حلقه‌ سنگ‌ريزه. حلقه‌اي‌ ماه‌ و حلقه‌اي‌ خورشيد.

و هر حلقه‌ در دل‌ حلقه‌اي‌ ديگر است. و هر حلقه‌ پاره‌اي‌ از زنجير؛ و كيست‌ كه‌ در اين‌ حلقه‌ نباشد و چيست‌ كه‌ در اين‌ زنجير نگنجد؟!

و واي‌ اگر شاخه‌اي‌ را بشكني، خورشيد خواهد گريست. واي‌ اگر سنگ‌ريزه‌اي‌ را نديده‌ بگيري، ماه‌ تب‌ خواهد كرد. واي‌ اگر پرنده‌اي‌ را بيازاري، انساني‌ خواهد مرد.

زيرا هر حلقه‌ را كه‌ بشكني، زنجير را گسسته‌اي. و تو امروز زنجير خداوند را پاره‌ كردي.
پرنده‌ اين‌ را گفت‌ و جان‌ داد.

و پسرك‌ آن‌قدر گريست‌ تا عارف‌ شد.

 
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 16:36 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دل عزرائيل زماني سوخت كه ...

روزي رسول خدا صل الله عليه و آله نشسته بود، عزراييل به زيارت آن حضرت آمد. پيامبر از او پرسيد: اي برادر! چندين هزار سال است كه تو مأمور قبض روح انسان ها هستي، آيا در هنگام جان كندن آنها دلت براي كسي سوخته است؟

عزارييل گفت در اين مدت دلم براي دو نفر سوخت:

1- روزي دريايي طوفاني شد و امواج سهمگين آن يك كشتي را در هم شكست همه سر نشينان كشتي غرق شدند، تنها يك زن حامله نجات يافت او سوار بر پاره تخته كشتي شد و امواج ملايم دريا او را به ساحل آورد و در جزيره اي افكند و در همين هنگام فارغ شد و پسري از وي متولد شد، من مأمور شدم كه جان آن زن را بگيرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

2- هنگامي كه شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بي نظير خود پرداخت و همه توان و امكانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف كرد و خروارها طلا و جواهرات براي ستونها و ساير زرق و برق آن خرج نمود تا تكميل نمود. وقتي خواست به ديدن باغ برود همين كه خواست از اسب پياده شود و پاي راست از ركاب به زمين نهد، هنوز پاي چپش بر ركاب بود كه فرمان از سوي خدا آمد كه جان او را بگيرم، آن تيره بخت از پشت اسب بين زمين و ركاب اسب گير كرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدين جهت كه او عمري را به اميد ديدار باغي كه ساخته بود سپري كرد اما هنوز چشمش به باغ نيفتاده بود اسير مرگ شد.

در اين هنگام جبرئيل به محضر پيامبر (صل الله عليه و آله) رسيد و گفت اي محمد! خدايت سلام مي رساند و مي فرمايد: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان كودكي بود كه او را از درياي بيكران به لطف خود گرفتيم و از آن جزيره دور افتاده نجاتش داديم و او را بي مادر تربيت كرديم و به پادشاهي رسانديم، در عين حال كفران نعمت كرد و خود بيني و تكبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانيان بدانند كه ما به كافران مهلت مي دهيم و لي آنها را رها نمي كنيم.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 10:58 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا
I dreamed I had an interview with
god
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي
داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد

God smiled
خدا لبخند زد !

My time is eternity
وقت من ابدي است

What questions do you have in mind
for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي
از من بپرسي ؟

What surprises you most about human
kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد
انسان متعجب مي کند ؟

God answered
خدا پاسخ داد :

That they get bored with child hood
اين که آنها از بودن در دوران کودکي
ملول مي شوند



They rush to grow up and then

 عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

long to be children again
حسرت دوران کودکي را مي خورند

That they lose their health to make
money
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن
پول مي کنند

and then
و بعد

lose their money to restore their
health
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند

That by thinking anxiously about the
future
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present
زمان حال را فراموش مي کنند

such that they live in nether the
present
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي
کنند

And not the future
نه در آينده

That they live as if they will never
die
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ،
نخواهند مرد


and die as if they had never lived
و آنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده
اند

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while
و مدتي هر دو ساکت مانديم

And then I asked
بعد پرسيدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you
want them to learn
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي
را ياد بگيرند ؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one
love them
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را
مجبور به دوست داشتن خود كرد

but they can do is let themselves be
loved
اما مي توان محبوب ديگران شد

To learn that it is not good to
compare themselves to others
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با
ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not
one who has the most
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد
but is one who needs the least
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد

To learn that it takes only a few
seconds to open profound wounds in
persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي
توانيم زخمي عميق در دل کساني که
دوستشان داريم ايجاد کنيم

and it takes many years to heal them
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن
زخم التيام يابد

To learn to forgive by practicing
for giveness
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند

T o learn that there are persons who
love them dearly
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را
عميقا دوست دارند

But simly do not know how to express
or show their feelings
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز
کنند يا نشان دهند

To learn that two people can look at
the same thing
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک
موضوع واحد نگاه کنند

and see it differently
اما آن را متفاوت ببينند

To learn that it is not always
enough that they be forgiven by
others
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران
آنها را ببخشند
The must forgive themselves
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 19:27 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شهادت امام هادی را تسلیت عرض می کنم
گلچین سینه زنی و روضه شهادت امام هادی (ع) از مداحان اهل بیت علیهم السلام : حاج محمود کریمی ،  حاج سعید حدادیان ، حاج عبدالرضا هلالی ، با پسوند MP3 با قابلیت اجرا در تلفن های همراه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 18:24 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
خداوندا
خدوندا خودت گفتی که نا مردان در بهشت جاویدت جایی ندارند ولی خودم دیدم نامرد و نا مردانی که با مال های مردم کاخهای بهشتی می سازند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 22:33 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نامه ای به خدا
 

یک روز کارمند اداره پست به نامه هایی که آدرس نا معلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا!

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:

خدای عزیزم،بیوه زنی هستم83 ساله،که زندگی ام با حقوق نا چیز بازنشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است ومن دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پولی قرض بگیرم.

تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن....

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت ونامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.درپایان96دلار جمع شد وبرای پیرزن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست ازین که توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

عید به پایان رسید وچند روزی ازین ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود:نامه ای به خدا!

همه کارمندان جمع شدند و نامه را باز کرده و خواندند.مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم.چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.بالطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم.من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...

البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتند.....

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22:53 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
در خانه اگر کس است یک حرف بس است

 

سلام دوستان

هفته گذشته گوهر بسیار با ارزشی از دست دادیم  بله آن مرد خدایی که به جای آیت الله العظمی بهجت بر روی رساله عملیه اش نوشته بود العبد محمد تقی بهجت در ذیل هم جمله ای عرفانی از این بزرگ مرد می آورم و از شما دوستان هم درخواست می کنم تا اگر جملات عرفانی دیگری از این مرد عمل دارید در قسمت نظرات بیاورید و نظظر خود را در مورد آن بنویسید تابیشتر با این مرد عمل آشنا شویم و اکنون جمله آن بزرگ مرد:

‍‍‍‍‍‍‍‍((می گویند التماس دعا و می گوییم برای چه؟درد را بیان می کنند و دوا معرفی می کنیم باز می گویند دعا کنید  ! دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند.))

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 0:6 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شهادت حضرت زهرا اول مدافع ولايت تسليت باد دانلود جدیدترین مداحی ها در ادامه همین مطلب
وبلاگ کلوب دانلود قمی این روزهای پر از درد و غم را به تمام خواننده هایش و همه عاشقان بی بی دو عالم تسلیت می گوید
 
شهادت حضرت فاطمه
 
شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امّ الائمة النجباء صديقه كبرى فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها در مدينه 75 روز پس از رحلت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله واقع شده است.
(زاد المعاد: ص 374. فيض العلام: ص 246. بحار الانوار: ج 22، ص 545)
اقوال ديگر در باره شهادت حضرت در سوم جمادى الثانيه خواهد آمد.
در شب چهاردهم، امير المؤمنين عليه السّلام به همراه جمعى قليل از گلهاى سر سبد اصحاب، بدن مطهر صديقه كبرى سلام اللَّه عليها را به خاك سپردند.
به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است كه حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها، 75 روز بعد از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله زنده بود. بنابر مشهور كه وفات آن حضرت در 28 صفر باشد، شهادت حضرت صديقه سلام اللَّه عليها در 13 يا 14 يا 15 جمادى الاولى مى‏شود. در اين سه روز زيارت آن حضرت مناسب است.


سلام اي ذکر خاص حق ثنايت
سلام اي دخت احمد من فدايت


تو فرقاني تو ياسيني تو طه
تو زهرايي تو زهرايي تو زهرا


تو حبل محکم حبل المتيني
اميد رحمة للعالميني


تو بسم الله سماوات است کتابت
تو خورشيدي و عالم آسمانت


جنان يک سبزه از دامان پاکت
جهان يک شعله از نور چراغت


فلک موج لطيفي از نگاهت
فلک گرد حقير از گرد راهت


حيات عشق از نور حسين است
بلندي خاک بوس زينبين است


شرافت مستمند صبح خيزت
حيا تصويري از حل کنيزنت


مزار مخفي ات مخفي است در دل
سبک مغزان تو را جويند در گل


امامان آبرومند جلالت
اميرالمؤمنين محو جمالت


محمد عاشق راز و نيازت
خدا فخريه دارد بر نمازت


بهشت قرب احمد سينه توست
زمان مرهون عمر کوته توست


همه دشت کويراند و تو گلشن
همه شام سيه تو صبح روشن


همه سوز درون اند و تو داغي
همه تاريکي اند و تو چراغي


همه جسم ضعيف اند و تو جاني
همه قطره تو بحر بي کراني


تو دريا کشتي ات دلهاي آگاه
تو کوثر ساقي فيض ات يد الله


ملک يا حور يا آدم که هستي؟
که مي داند که هستي يا چه هستي؟


جهان از رازها بس پرده برداشت
سر مويي تو را نشناخت، نشناخت


تو سِر ناشناس انبيايي
تو آن عبدي که سرتا پا خدايي


تو استاد و جهان دانشگه توست
تو قرآن و علي بسم الله توست


تمام آفرينش پاي بستت
پيمبر خم شد و بوسيد دستت


گنهکاران چو رو در محشر آيند
همه چشم شفاعت بر تو دارند


به جز باب عناياتت دري نيست
اگر نايي به محشر محشري نيست


به محشر از فراز چرخ گردون
ندا خيزد که عين الفاطميون؟


تو سر تا پا بهشت مصطفايي
تو جانان علي المرتضايي


چه ديده حور در آتش بسوزد
چه ديده باغ جنت بر فروزد


چه نيکو با تو همدردي نمودند
که با آتش در بيت ات گشودند


گمانم مرتضي شد کشته آن روز
که بشنيد از تو آن فرياد جانسوز
 
دانلود جدیدترین مداحی ها در ادامه مطالب
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 11:49 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ansarweb.blogfa.com
مرد خدا به خدا پیوست.
فوت آیت الله بهجت ر همه شیعیان تسلیت باد
کرامتی عجيب از آيت الله بهجت
حجت الاسلام محمد هادي مفتح، فرزند شهيد مفتح که از اساتيد برجسته حوزه علميه قم و موسس راديو معارف است روزي در کلاس درسمان در حوزه علميه قم اين خاطره شنيدني را تعريف کرد:

روزي خدمت آيت الله بهجت رسيدم، از قبل براي زيارت ايشان در منزلشان وقت گرفته بودم. خودم را به آنجا رساندم اما ديدم وزير آموزش و پرورش وقت جناب آقاي مظفر و گروهي خدمت آيت الله بهجت رسيده اند. من ناراحت شدم و در اطاقي ديگر با آقازاده ايشان نشستم و صحبت کردند.

وقتي ميهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندروني خدمت آيت الله بهجت رسيدم ولي ديگر قصد نداشتم مسأله ام را با ايشان مطرح کنم و به همين خاطر مباحث ديگري را مطرح کردم. ولي آقاي بهجت جواب سوالاتي که به خاطر آنها به منزل ايشان رفته بودم را بدون طرح سوال آنها از سوي من پاسخ دادند و گفتند: حرف هايي که ما مي زنيم قبل از اين که بيان کنيم به گوش امام زمان عج الله مي رسد.

استاد مفتح مي فرمودند من از اين مسأله خوشحال و متعجب شدم. ايشان گفتند اين جريان براي من در سال 1377 رخ داد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:38 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آیا جن ها می توانند از آینده خبر دهدند؟

جنیان علم غیب ندارند. (( فلما قیضا الموت ما دلهم علی موته الا دابه الارض تاکل منساته فلما خر تبینت الجن ان لو کانو یعلمون الغیب مالبثوا فی العذاب المهین )). (1)

 یعنی: پس از آنکه قضاء مرگ را بر او (حضرت سلیمان ) راندیم کسی جنیان را از مرگ وی آگاه نساخت مگر موریانه روی زمین که عصایش را خورد و او به زمین افتاد هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذابی خوارکننده به سر نمی بردند.

از حضرت امام جعفر صادق روایت است که فرمود :

جن به دستور حضرت سلیمان قبه ای از شیشه برایش ساختند. روزی در آن قبه تکیه بر عصایش داده و به تماشای لشگر جنیان خود مشغول بود که ناگهان مردی را دید،پرسید تو کیستی ؟ گفت :

 من همانم که نه رشوه می گیرم و نه از پادشاهان پروایی دارم من فرشته ی مرگم. روح سلیمان را به صورت سرپا و ایستاده تکیه داده بر عصای خود قبض نمود در حالی که جن ها او را تماشا می کردند. جنیان یک سال تمام برای او کار کردند به تصور آنکه او زنده است تا آنکه خدای تعالی حشره ی بید را مامور کرد تا عصای او را خورد،همین که سلیمان به زمین افتاد آن وقت جنیان فهمیدند که اگر از غیب می دانستند یک سال تمام در عذابی خوار کننده باقی نمی ماندند.

در ایستاده مردن او و سر پا بودن او قرض هایی بوده :

۱- اتمام ساخت مسجد توسط جنیان ۲- بر همه روشن شود که جنیان از غیب آگاه نیستند و در این باره ادعای دروغ دارند ۳- اینکه دانسته شود هرکس اجل و مرگش رسید مهلتی به او داده نمی شود، زیرا به حضرت سلیمان با آنهمه جلال و شکوه داده نشد.

 

آیا جن ها می توانند از آینده خبر دهدند؟

جن ها هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده ی انسان را نمی دانند، ولی گاهی خبرهایی میدهند که درست مطابق با واقعیت بوده و به حقیقت می پیوندد.

جن ها از آینده ی انسان خبر ندارند، ولی بعضی از خبرهایشان حقیقت دارد. مکان اموال مسروقه و اشیاء گمشده را می دانند و از انسانهای گمشده می توانند خبر دهند. (2)


(1)- سوره ی سبا آیه ی 14

(2)-جن ها همه جا هستند جلد اول

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:57 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
خدا و شیطان

 

امید دارم که حال همه شما خوب باشه

همیشه توی زندگی نمود خوب و بد را خدا و شیطان برامون یا برام و یا اینکه براتون مثال می زدن ولی آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟! ازتون می خوام برای خوندن این مطلب کمی حوصله بذارین و اگر هم حوصله ندارین حداقل آخرش را حتماً بخونین

 

                             

                                

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟!

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند...

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: "بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله، آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمایانگر ماست ، خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد، سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

 در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

استاد زیاد مطمئن نبود.  پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: " شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.

اسم اون جوون کسی نبود جز آلبرت انیشتن!!!

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:10 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

علي(ع) در كتاب‌هاي آسماني

 

 

  از منابع مهمّي كه در زمينه شناخت عظمت و شخصيت معنوي حضرت علي عليه‌السلام وجود دارد، كتب و نوشته‌هاي پيامبران گذشته است. بدون شك وقتي كه خداوند سبحان، نام پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم و علي عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام را به اوّلين انسان و اولين پيامبر، يعني آدم عليه السلام آموزش مي دهد، قطعاً اين اسامي مقدّس را براي جميع پيامبران بعد از او بيان فرموده است. زيرا بر اساس روايات صريحي كه وارد شده، انوار مطهّر اين افراد برجسته قبل از خلقت بشر، خلق شده است تا در آينده به عنوان بهترين و شايسته ترين كساني كه كاملترين شيوه تكامل را به انسانها آموزش خواهند داد، قدم بر عرصه گيتي بنهند.

بنابراين جهت شناخت بهتر اين موضوع، چند مطلب مهم از كتاب "علي و پيامبران" تأليف حكيم سيد محمود سيالكوتي را مورد توجه قرار مي دهيم.

1ـ نام علي عليه السلام در انجيل

در كتب مقدس پيشين، به آمدن خاتم پيامبران، حضرت محمّدبن عبدالله(ص) و جانشين وي حضرت علي بن ابي طالب(ع)، بشارت داده شده اما مخالفان اسلام، نمي خواهند اين حقيقت را آشكار كنند. بلكه در از بين بردن آن بسي مي‌كوشند. مثلا در انجيل، صحيفة غزل الغزلات، چاپ لندن، سال 1800 ميلادي، باب 5، آية 1 ـ 10، سخناني از حضرت سليمان عليه السلام راجع به پيامبر خاتم صلي الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه‌السلام به طورغيرصريح دارد تا در آخر، صريحا مي فرمايد: خلو محمّديم (او دوست و محبوب من، محمّد است). ولي از انجيل هايي كه بعد از سال 1800 ميلادي چاپ شده، جملة "خلو محمديم" حذف گرديده است و همچنين لفظ "ايليا" يا "ايلي" يا "آليا" كه در كتب مقدّس پيشين ذكر شده، مخالفان حقّ، مي كوشند ثابت كنند كه مراد از آن، خدا يا الياس يا مسيح يا يوحنّا است نه حضرت علي عليه السلام.

ناگفته نماند كه بعضي از روحانيان با انصاف مسيحي كه دربارة "ايليا" يا "ايلي" يا "آليا" تحقيق كرده اند و از زندان تعصّب رهايي يافته اند، حقيقت امر را  بيان نموده اند.

يكي از آنان mr. j. b.galidon  است، كه چنين مي نويسد:

  in  the language of oldest and present hebrew the word "allia" or "ailee" is not in the meanings of god or allah but this word is showing that in next and last time of this world any one will become nominates allia or ailee.

ترجمة متن انگليسي:

در زبانهاي عبراني باستاني، كلمة "ايليا" يا "ايلي" به معناي خدا، يا "الله" استعمال نشده و نمي شود. بلكه كلمة مذكور نشان مي دهد كه در زمان آينده يا آخرالزمان شخصي خواهد آمد كه نامش "ايليا" يا "ايلي" باشد.

2ـ علي عليه السلام و پيشگويي حضرت داوود عليه السلام

 نام مقدّس حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام در زبور داوود عليه‌السلام نيز چون خورشيد مي درخشد. داوود عليه السلام از متولد شدن اميرالمؤمنين عليه‌السلام با صراحت و دقت در جزئيات، خبر مي دهد. در كتاب "علي و پيامبران" نوشته‌اي را از نسخه بسيار قديمي زبور كه نزد "احسان الله دمشقي" پيشواي ديني مسيحيان شامات موجود بوده، نقل مي كند كه به شرح زير است: (مطعني شل قثو تينمر قث پاهينوا في وز "ايلي" متازه امطع ملغ شلو شمائت پزانان همنيقته خلذ وقث فل "حدار" كمرتوه شيهو پلت اني قاة بوتاة خزيماه رث جين "كعاباه" بنه اشود كليامه كاذو قثوتي قتمر عند و بريما برينم فل خلذ ملغ خايوشني پم مغلينم عت جنحاريون).

يعني : «اطاعت آن بزرگواري كه "ايلي" نام دارد، واجب است و فرمانبرداري از او همه كارهاي دين و دنيا را اصلاح مي كند. آن شخصيت والامقام را "حدار" (حيدر) نيز مي‌گويند، او دستگير و مددكار بي كسان و شير شيران باشد. نيرو و قدرتش بسيار و تولدش در "كعابا" (كعبه) خواهد بود. بر همه واجب است كه دامن آن بزرگوار را بگيرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش كنند. بشنود هر كه گوش شنوا دارد، بفهمد هر كه عقل و هوش دارد، بينديشد هر كه دل و مغز دارد، كه چون وقت بگذرد، دوباره باز نمي گردد».

3ـ علي عليه السلام و استمداد حضرت سليمان عليه السلام

در قسمت اول از اين فصل، با استفاده از احاديث و روايات، منظور از آيه 37 از سوره مباركه بقره را بيان كرده و گفتيم كه : مراد از كلماتي كه آدم عليه السلام از خداوند دريافت كرد و با آن كلمات خدا را سوگند داد و توبه نمود، اسامي خمسه طيبه عليهم السلام بوده است.

اكنون به سراغ يكي ديگر از پيامبران حق يعني حضرت سليمان عليه السلام مي رويم كه آن حضرت با نام مقدس همين پنج بزرگوار يعني محمّد صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم و علي عليه‌السلام و فاطمه عليهاالسلام و حسنين عليهماالسلام با خداوند مناجات مي كند و عرض حاجت مي نمايد.

در اين زمينه به فراز ديگر از مطالبي كه در كتاب "علي و پيامبران" آمده است مي پردازيم :

"در جنگ جهاني اول (1916 ميلادي) هنگامي كه عده اي از سربازان انگليسي در چند كيلومتري بيت المقدّس مشغول سنگرگيري و حمله بودند، در دهكده كوچكي به نام "اونتره" يك نقره پيدا كردند كه حاشيه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطي به حروف طلايي نگارش يافته بود و چون آن را نزد فرمانده خود، "ميجر ـ اي ـ ان ـ گريندل" بردند، هر چه كوشيد نتوانست از آن چيزي بفهمد ولي دريافت كه اين نوشته به زبان و خطي بسيار قديمي است و بالأخره اين لوح، به وسيله وي دست به دست گرديد تا به سرپرست ارتش بريتانيا "ليفتو نانت" و "گلدستون"  رسيد و ايشان هم آن را به دست باستانشناسان بريتانيا سپردند. پس از پايان جنگ (1918 ميلادي) درباره لوح مذكور به تحقيق و بررسي پرداختند و كميته اي تشكيل دادند كه اساتيد شناخت زبان هاي باستاني بريتانيا، آمريكا، فرانسه، آلمان و ساير كشورهاي اروپايي، عضو آن كميته بودند. پس از چند ماه بررسي و تحقيق در سوم ژانويه 1920 ميلادي معلوم شد كه اين لوح مقدسي است به نام "لوح سليماني" و سخناني از حضرت سليمان را در بر دارد كه به الفاظ عبراني قديم، نگارش يافته است و ما ترجمه اش در اينجا مي آوريم :

 الله

احمد  ايلي

باهتول

حاسن  حاسين

ياه احمد! مقذا   =  اي احمد! به فريادم رس

يا ايلي! انصطاه   =  يا علي! مرا مددي فرماي

ياه باهتول! اكاشئي   =  اي بتول! نظر مرحمت فرماي

ياه حاسن! اضو مظع   =  اي حسن! كرم فرماي

ياه حاسين! بارفو   =  يا حسين! خوشي بخش

امو سليمان صوه عئخب زالهلاد اقتا   =   اين سليمان اكنون به اين پنج بزرگوار

استغاثه مي كند

بذات الله كم ايلي   =   و علي قدرة الله است

 ... چون اين خبر به اسقف اعظم انگلستان (lord bishop ) رسيد، فرمان محرمانه اي به كميته نوشت كه خلاصه اش اين است:

بقیه در ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:15 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شهادت حضرت علی
سلام دوستان

یه مداحی زیبا براتون گذاشتم که امیدوارم از دانلودش لذت ببرید

 

دانلود

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 6:11 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
امام زمان


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:20 توسط پرنیا |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ابوالفضل
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 6:41 توسط پرنیا |
اقتداري، چنگيز حبيبيان، فرزين ،حامد، مقدم، رسول نجفيان، داود، ناقور، شروين، گروه راما، مهرزاد، پسران آفتاب، مهدي رضوان پيمان رسولي ثمين بهنام صفاريان فرزاد خردمند شهريار بهنام علمشاهي اشكمهر امير مسعود خادم هومن بختياري آقا كثيري ابراهيمي افتخاري اويسي امير قاسمي بديع زاده بسطامي بنان تاج‌اصفهاني سيلاني صالح عظيمي صديف خواجه اميري ( ايرج ) خوانساري دوامي دردشتي رحيمي رستميان رشيدي رفيعي رفعتي زند وكيلي كرامتي گودرزي گلپايگاني ( گلپا ) ،شجريان، شهيدي عارف قوامي محمودي خوانساري محمديان، ناظري، نوري نوريان يزدانيان بچه های ایران معجزه حبیب-محمد جونی احمدرضا نبی زاده تب کویر شهرام صولتی حالیته؟ پویا روی حمیرا مهتاب عشق شایان فقط با تو مهرداد عکس فوری کامبیز شکلات آیدین صد راد بیادم باش آندو اسم مرا صدا کن شانی مخمل سندی تق شقایق شقایق ابی افشين اميرآرام اندي بلک کتس بيژن مرتضوي پيروز حبيب داريوش دلکش سامان ستار سرژيک شکيلا شهره شهياد عارف کورش يغمايی گوگوش