تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
وای چه چیزا؟؟؟ example:
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کودکی.......کودکی.............

الو ... الو... سلام

کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟

پس چرا کسي جواب نميده؟

يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...

هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .

صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا

باهام حرف بزنه گريه ميکنما...

بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛

بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟

نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.

مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.

کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...

بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...

کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت...........

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 18:56 توسط پرنیا |
اقتداري، چنگيز حبيبيان، فرزين ،حامد، مقدم، رسول نجفيان، داود، ناقور، شروين، گروه راما، مهرزاد، پسران آفتاب، مهدي رضوان پيمان رسولي ثمين بهنام صفاريان فرزاد خردمند شهريار بهنام علمشاهي اشكمهر امير مسعود خادم هومن بختياري آقا كثيري ابراهيمي افتخاري اويسي امير قاسمي بديع زاده بسطامي بنان تاج‌اصفهاني سيلاني صالح عظيمي صديف خواجه اميري ( ايرج ) خوانساري دوامي دردشتي رحيمي رستميان رشيدي رفيعي رفعتي زند وكيلي كرامتي گودرزي گلپايگاني ( گلپا ) ،شجريان، شهيدي عارف قوامي محمودي خوانساري محمديان، ناظري، نوري نوريان يزدانيان بچه های ایران معجزه حبیب-محمد جونی احمدرضا نبی زاده تب کویر شهرام صولتی حالیته؟ پویا روی حمیرا مهتاب عشق شایان فقط با تو مهرداد عکس فوری کامبیز شکلات آیدین صد راد بیادم باش آندو اسم مرا صدا کن شانی مخمل سندی تق شقایق شقایق ابی افشين اميرآرام اندي بلک کتس بيژن مرتضوي پيروز حبيب داريوش دلکش سامان ستار سرژيک شکيلا شهره شهياد عارف کورش يغمايی گوگوش