دلم گرفته
دلم ميخواد بخوابم و ديگه هيچوقت بيدار نشم..... اين تنهاترين و شيرين ترين آرزوييه كه دارم......
خدايا لاقل اين آرزومو برآورده كن........ اين كه چيزي زيادي نيست..........
اصلا چرا من زنده ام و زندگي ميكنم؟
چرا دارم نفس ميكشم؟وقتي حتي نفس كشيدن هم برام زجرآوره؟
مني كه جز گناه و بدبختي تجربه ي ديگه اي تو اين دنياي پست و بي رحم نداشتم چرا بايد باشم و ادامه بدم؟
خديا تو منو به اين دنيا آوردي و بهم جون دادي پس از خواهش ميكنم، يا منو از دست اين دنيا و آدماش خلاص
كن.......يا هم يه زندگي اروم و بي دغدغه بهم بده.......
مرد
ببخشيد بچه ها كه با حرفامو غصه دارتون كردم .....
به خدا جز اينجا جايي ديگه اي ندارم كه حرفامو بزنم.......
وقتي ميآم با شماها درددل ميكنم سبك ميشم.......
پ.ن)ستاره جونم ممنونم كه بهم سر زدي.خيلي خيلي خوشحال شدم وقتي كامنتتو ديدم. به خدا راس
ميگم.باشه در اولين فرصت بهت زنگ ميزنم.دوست ئارم ستاره جونم
پ.ن) زي زي جونم ممنون كه بهم گفتي منم جوابتو دادم نميدونم به دستت رسيد يا نه؟ خدا كنه رسيده ب
اشه.كاش ميتونستم يه دل سير باهات حرف بزنم اونقد كه خالي از هرچي درد و غصه شم.عزيزم ميدونم تو
هم غصه داري.
بچه ها موقع دعا منو فراموش نكنين........
دوستتون دارم........
تا آپي ديگر..........
خدانگهدار همتون..........
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 17:10 توسط پرنیا |
